مشخصات فيزيكي گردش خون
دستگاه گردش خون به گردش بزرگ يا سيستميك و گردش ريوي تقسيم ميگردد. چون گردش سيستميك جريان خون تمام بافتهاي بدن به استثناي ريهها را تامين ميكند به كرات گردش بزرگ يا گردش محيطي نيز ناميده ميشود. اگر چه سيستم رگي در هر بافت جداگانه بدن داراي مشخصات مخصوص به خود است با اين وجود بعضي از اصول عمومي رگها در مورد تمام قسمتهاي گردش سيستميك صدق ميكند. عمل شريانها حمل خون تحت فشار زياد به بافتها است. به اين دليل شريانها داراي جدارههاي قوي بوده و خون در آنها با سرعت زياد جريان مييابد.شريانچهها يا آرتريولها آخرين شاخههاي كوچك سيستم شرياني بوده و به عنوان سوپاپهاي كنترل كننده عمل ميكنند كه خون از طريق آنها به داخل مويرگها آزاد ميشود. آرتريول يك جدار عضلاني قوي دارد كه قادر است آرتريول را بطور كامل ببندد و يا به آن اجازه دهد كه تا چندين برابر گشاد شود و به اين ترتيب داراي توانايي تغيير دادن عظيم ميزان جريان خون به مويرگها در جواب به نيازهاي بافتهاست. عمل مويرگها تبادل مايع ، مواد غذايي ، الكتروليتها ، هورمونها و مواد ديگر بين خون و مايع بافتي است. براي انجام اين نقش ، جدار مويرگها بسيار نازك و نسبت به مواد با مولكولهاي كوچك نفوذپذير است.
وريدچهها يا ونولها (Venules) خون را از مويرگها جمع كرده و به تدريج به يكديگر ميپيوندند و به تدريج وريدها بزرگتري را تشكيل ميدهند. وريدها به عنوان معبري براي بازگرداندن خون از بافتها به قلب عمل ميكنند. اما عملكرد آنها به عنوان يك منبع ذخيره عمده خون به همان اندازه اهميت دارد. چون فشار در سيستم وريدي بسيار پايين است. جدار وريدها نازك است با اين وجود جدار وريدها عضلاني بوده و اين موضوع به آنها اجازه ميدهد تا منقبض يا گشاد شده و از اين راه بسته به نيازهاي بدن به عنوان منبع ذخيره قابل كنترل خون اضافي به مقدار كم يا زياد عمل كنند.
مقدار خون در قسمتهاي مختلف گردش خون
بيشترين مقدار خون موجود در گردش خون در وريدهاي سيستميك جاي دارد. تقريبا 84 درصد حجم كل خون بدن در گردش بزرگ قرار دارد. به اين ترتيب كه 64 درصد در وريدها ، 13 درصد در شريانها و 7 درصد در آرتريولها و مويرگهاي سيستميك جاي دارد. قلب محتوي 7 درصد خون ، رگهاي ريوي محتوي 9 درصد خون هستند. موضوع بسيار تعجب آور حجم كم خون در مويرگهاي گردش خون بزرگ است. با اين وجود در اين قسمت است كه مهمترين عمل گردش بزرگ يعني انتشار مواد بين خون و مايع بين سلولي و بالعكس انجام ميشود.مساحت سطح مقطع و سرعت جريان خون
هرگاه تمام رگهاي گردش سيستميك از يك نوع در كنار هم قرار داده شوند مساحت سطح مقطع تقريبي كل آنها به قرار زير خواهد بود:به سطح مقطع بسيار زياد وريدها نسبت به شريانها كه بطور متوسط چهار برابر سطح مقطع شريانهاي مربوطه است توجه كنيد اين موضوع انبار شدن زياد خون در سيستم وريدي را در مقايسه با شريانها توجيه ميكند.
بافت | مقدار خون |
آئورت | ![]() |
شريانهاي كوچك | ![]() |
آرتريولها | ![]() |
مويرگها | ![]() |
ونولها | ![]() |
وريدهاي كوچك | ![]() |
وريدهاي بزرگ | ![]() |
چون حجم مساوي از خون از هر قسمت گردش خون در هر دقيقه عبور ميكند لذا سرعت جريان خون در هر قسمت گردش خون نسبت معكوس با مساحت سطح مقطع آن دارد. به اين ترتيب در شرايط استراحت سرعت جريان خون بطور متوسط 33 سانتيمتر در ثانيه در آئورت است اما حدود يك هزارم اين مقدار يا حدود 0.3 ميليمتر در ثانيه در مويرگهاست. لذا خون فقط براي يك تا سه ثانيه در مويرگها باقي ميماند و اين موضوع حقيقت بسيار تعجب آوري است زيرا تمام انتشاري كه بين دو سوي جدار مويرگ ايجاد ميشود بايد در اين زمان فوقالعاده كوتاه به انجام برسد.
فشار در قسمتهاي مختلف گردش خون
چون قلب ، خون را بطور مداوم به داخل آئورت تلمبه ميزند فشار در آئورت بالا بوده و بطور متوسط 100 ميليمترجيوه است و چون عمل تلمبه زدن قلب بطور منقطع انجام ميشود فشار شرياني بين يك فشار سيستوليك 120 ميليمترجيوه و يك فشار دياستوليك 80 ميليمترجيوه نوسان ميكند. به تدريج كه خون در گردش بزرگ جريان مييابد فشار آن بطور پيشرونده كاهش يافته و در زمان رسيدن به انتهاي وريدهاي اجوف در دهليز راست به تقريبا صفر ميليمترجيوه ميرسد.فشار در مويرگهاي گردش سيستميك از مقداري به زيادي 35 ميليمترجيوه در نزديكي انتهاي آرتريولي تا مقداري به 10 ميليمتر جيوه در انتهاي سياهرگي آنها تغيير ميكند اما فشار متوسط عملي آنها در بيشينه بسترهاي عروقي حدود 17 ميليمترجيوه است كه به اندازه كافي پايين است بطوري كه مقدار بسيار ناچيزي از پلاسما به خارج از مويرگهاي متخلخل نشت ميكند با وجود اينكه مواد غذايي ميتوانند به آساني به سوي سلولهاي بافتي انتشار يابند.
در شريانهاي ريوي درست مانند آئورت فشار متغيير و نبضدار ، اما مقدار فشار بسيار كمتر يعني با يك فشار سيستولي حدود 25 ميليمترجيوه و يك فشار دياستولي 8 ميليمترجيوه و يك فشار متوسط شرياني ريوي فقط 16 ميليمتر جيوه است. فشار مويرگهاي ريوي بطور متوسط فقط 7 ميليمترجيوه است. با اين وجود ميزان كل جريان در ششها در هر دقيقه با ميزان جريان خون در گردش سيستميك برابر است. فشارهاي پايين دستگاه گردش ریوی با نيازهاي ريه مطابقت دارد. زيرا تمام چيزي كه مورد نياز است قرار دادن خون موجود در مويرگهاي ريوي در معرض اكسيژن و ساير گازهاي موجود در حبابچههاي ريوي است و فواصلي كه خون بايد طي كند تا به قلب بازگردد همگي كوتاه هستند.
تئوري پايه عمل دستگاه گردش خون
اگر چه جزئيات عمل دستگاه گردش خون پيچيده هست اما سه اصل پايه وجود دارد كه تمام اعمال اين سيستم را در بر ميگيرد.- جريان خون هر بافت بدن هميشه بطور تقريبا دقيق در رابطه با نيازهاي بافتي كنترل ميشود. هنگامي كه بافتها فعال هستند به خون بسيار بيشتري از حال استراحت خود نياز دارند و اين مقدار گاهي به 20 تا 30 برابر حال استراحت ميرسد. با اين وجود قلب بطور طبيعي نميتواند برون ده خود را بيش از 4 تا 7 برابر افزايش دهد. بنابراين اين امر امكان پذير نيست كه هرگاه بافت خاصي نياز به خون بيشتري داشته باشد، جريان خون در تمام بدن افزايش داده شود. به جاي آن رگهاي ريز هر بافت بطور مداوم نيازهاي بافت از قبيل اكسيژن و مواد غذايي تجمع CO2 و ساير فراوردههاي زايد بافتي را بررسي كرده و اينها به نوبه خود جريان خون موضعي را بطور بسيار دقيق در حد مورد نياز براي فعاليت بافت كنترل ميكنند.
- برون ده قلب بطور عمده توسط مجموع تمام جريان خونهاي موضعي بافتي كنترل ميشود. هنگامي كه خون از يك بافت عبور ميكند بلافاصله از راه وريدها به قلب باز ميگردد. قلب به اين افزايش جريان ورودي خون با تلمبه زدن تقريبا تمامي آن بلافاصله به داخل شريانها كه خون از آنها آمده بود جواب ميدهد. از اين نظر قلب به عنوان يك موجود خودكار عمل كرده و به نيازهاي بافتها جواب ميدهد. اما قلب از نظر اين جواب خود در حد كمال عمل نميكند بنابراين قلب غالبا نياز به كمك به شكل سیگنال عصبی ويژه دارد كه آنرا وادار سازد تا مقادير جريان خون مورد نياز را تلمبه بزند.
- بطور كلي فشار شریانیبطور متوسط از كنترل جريان خون موضعي يا كنترل برون ده قلبي كنترل ميشود. دستگاه گردش خون داراي يك سيستم بسيار وسيع و گسترده براي كنترل فشار شرياني است. به عنوان مثال هرگاه در هر زماني فشار بطور قابل ملاحظهاي از حد متوسط طبيعي خود يعني 100 ميليمتر جيوه كمتر شود، رگباري از رفلكسهاي عصبي در ظرف چند ثانيه يك تغييرات گردش خوني براي بالا بردن مجدد فشار تا حد طبيعي ايجاد ميكنند.
شامل افزايش نيروي تلمبه زدن قلب ، انقباض منابع ذخيره خون در وريدهاي بزرگ جهت تامين خون بيشتر براي قلب و تنگ شدن عمومي قسمت اعظم آرتريولها در سراسر بدن بطوري كه خون بيشتري در درخت شرياني تجمع يابد. سپس در طي مراحل زماني طولانيتر يعني در طي ساعتها و روزها ، كليهها يك نقش بزرگ اضافي در كنترل فشار هم توسط ترشح هرمونهاي كنترل كننده فشار و هم توسط تنظيم حجم خون ايفا مي كنند.